تبليغاتX
پنجره
بورسیه ندا آغا سلطان

به نقل از payvand :

دانشگاه آکسفورد بریتانیا بورسیه ای را به نام ندا آقا سلطان، یکی از قربانیان وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، تاسیس کرده است

دانشگاه آکسفورد،کالج کوئینز در خبری که در وبسایت خود منتشر کرده اعلام داشته است که با برخورداری از هدایایی که دو فرد دانش دوست در اختیار این کالج قرار داده اند بورسیه ای را به نام ندا آقا سلطان برای استفاده دانشجویان فوق لیسانس رشته فلسفه این کالج تاسیس کرده است.

در این خبر آمده است که این بورسیه "به یاد ندا آقا سلطان، دانشجوی 27 ساله ایرانی رشته فلسفه تاسیس شده که روز 20 ژوئن در جریان اعتراضات نسبت به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران در تهران به قتل رسید."

به گزارش وبسایت کوئینز کالج، پرفسور پل مدن، رئیس کالج، ضمن ابراز خرسندی از ایجاد این بورسیه جدید، گفته است که ایجاد بورسیه های تحصیلی از جمله بورسیه تحصیلی آقا سلطان برای ادامه موفقت در جذب "بهترین مغزهای جوان" توسط این کالج حیاتی است.

تمامی داوطلبان و دانشجویان رشته فلسفه این کالج در مقاطع کارشناسی ارشد و بالاتر می توانند برای دریافت بورسیه ندا آقا سلطان، که مبلغ آن شامل شهریه کالج است، تقاضا بدهند اما در صورت یکسان بودن شرایط، متقاضیان ایرانی یا ایرانی تبار در دریافت این بورسیه ارجحیت دارند.

نخستین دریافت کننده این بورسه آریان شاه ویسی نام دارد که در سال جاری برای تحصیل در مقطع فوق لیسانس در فلسفه فیزیک در آکسفورد ثبت نام کرده است.

به گفته وبسایت کوئینز کالج، خانم شاه ویسی دریافت بورسیه ندا آقا سلطان را باعث افتخار خود دانسته و گفته است که این بورسیه به خصوص از آن جهت برای او معنادار است که خود او هم یک زن جوان ایرانی تبار است که در رشته فلسفه تحصیل می کند.

بورسیه ندا آغا سلطان

+ نوشته شده توسط عرفان در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت |

پنجره Erfan


 برخی عرفا می گویند ما هفت بدن داریم. بدن فیزیكی یعنی همین كه قابل مشاهده است اولین بدن ماست. اما بدن دوم به بعد را با چشم ظاهر نمی توانی ببینی بلكه یك حس شهودی لازم است تا آن را باور كنی. در بدن دوم احساسات و عواطف ما شكل می گیرند. اگر تو عاشقی و اگر متنفری از امكان بالقوه بدن دوم استفاده كرده ای. این حالات شرایطی هستند كه از استعداد طبیعی بدن دوم ناشی می شوند. سرچشمة انرژی عشق و تنفر یكی است و این دو با هم هستند. این كه چرا از یك فرد به خصوص خوشتان می آید و از فرد دیگری متنفر می شوید تفاوت آنها در طبیعت ارتعاشات آنهاست. در مرحله از رشد معنوی تو سعی می كنی از جهت های متضاد فراترروید و این را از دیدگاه دیگری هم می توان بررسی كرد.
برخی ذهن را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم كرده اند و بودا آن را به 360 بخش تقسیم كرده.

احساسی كه نسبت به دیگران داریم به هر دو بخش مربوط می شود یعنی گاهی با دیدن رفتارها و یا شنیدن حرف های یك نفر از او بدمان می آید و گاهی بدون داشتن دلیل واضح و مشخصی از كسی بدمان می آید و این حس از ناخودآگاه ما می آید. بخشی ا زذهن كه حد و مرزی ندارد و در مقایسه با بخش آگاه مثل جنگل در برابر باغچه است.
 بخش ناخودآگاه جایی است كه اگر بتوانی به آن دست یابی به كمال خواهی رسید. وقتی از كسی بدت می آید از او فرار نكن تو می توانی به او فكر كنی و به دلایلی كه باعث تنفرت شده بیاندیشی. این حس را سركوب نكن فقط به آن فكر كن حتی تظاهر نكن كه متنفر نیستی با آن مواجه شو و دركش كن.


اگر حس تنفر نداشتیم...


اگر حس تنفر نبود شما هر غذایی را می خوردید حتی غذاهای فاسد شده و گندیده. شما حسی نداشتید كه شما را باخبر كند.
اگر حس تنفر نبود شما هر آبی را می نوشیدید چه آن آب تصفیه بود چه آب یك لجن زار. اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی كرد كه كیسة‌ زباله را هر شب بیرون بگذارید،‌ چون حس بدی به شما دست نمی داد. اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی كرد حمام بروید یا نه. شما از كثیفی بدتان می آید و برای همین به حمام می روید. شما هرگز لباسهایتان را عوض نمی كردید. سرتان را شانه نمی زدید، اتو نمی كردید چون حسی نداشتید كه به شما بگوید مرز زیبایی و زشتی، عشق و تنفر كجاست؟
وجود این جفت متضاد باعث می شود كه هر دو را درك كنیم.

 

+ نوشته شده توسط عرفان در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت |

...من هرگز نديده ام که انسان غمگين به بارگاه خدا وارد شود.

يگانه راه به سوي پروردگار ، راه رقصيدن است .

پس بياموز برقصي ، آواز بخواني ، زندگي را جشن بگيري و شاد باشي تا خدا را در همه جا بيابي .

 اگر چنين کني هر عمل تو الهي مي شود . عادي ، خارق العاده مي شود و خاکي و مادي ، مقدس و معنوي .

 همه زندگي چنان از خدا سرشار مي شود که ديگر پرواي خدايي در بالاي آسمان را در سر نخواهي داشت . هر جا که باشي ، خدا تورا فرا ميگيرد . هميشه در زميني مقدس و الهي گام برمي داري . هر سنگي بر تو اندرزي خواهد داشت و هر صخره اي برايت يک کتاب آسماني خواهد بود

تو فقط به يک قلب ، قلبي که در رقص است نياز داري تا ببيني ، تا احساس کني ، تا باشي

 

از کتاب " یک فنجان قهوه " اوشو

+ نوشته شده توسط عرفان در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت |
 

یکی از شاگردان شیوانا استاد دفاع شخصی و مبارزه تن‌به‌تن بود. او در عین حال در آشپزخانه مدرسه نیز کار می‌کرد تا بتواند خرج خود و خانواده‌اش را تامین کند.

روزی شیوانا با تعدادی از شاگردانش در حیاط مدرسه نشسته بود که ناگهان آن شاگرد مسلط به مبارزه، با ترس و فریاد از آشپزخانه بیرون پرید و وقتی بقیه متوجه او شدند گفت که یک موش خیلی بزرگ از زیر پای او در رفته و به همین خاطر ترسیده است.

 همه شاگردان به او خندیدند. او شرمنده نزد شیوانا آمد و با خجالت گفت: "مرا ببخشید. با این کار نشان دادم که فرد ترسو و بزدلی هستم و تمام مبارزاتی که داشته‌ام همگی پوچ و بی‌ارزش بوده‌اند!"
شیوانا دستش را بر شانه او زد و گفت: "تو همان کاری را انجام دادی که من و بقیه هم اگر بودیم انجام می‌دادیم. ترسیدن یکی از احساسات موقتی انسان است که در وجود همه گاهی ظاهر می‌شود. اما ترسو بودن یک صفت و یک لقب دایمی است که می‌تواند تا آخر عمر همراه انسان باشد. حتی اگر احساس ترس دایمی هم بود تو حق نداشتی لقب ترسو را برای خودت انتخاب کنی.

 هرگز در مورد احساسات خودت قضاوت نکن و اجازه نده تو را با احساسات لحظه‌ای‌ات نامگذاری کنند.

تو می‌توانی بترسی ولی ترسو نباشی. در مورد احساسی که داری لزومی نیست که حس بدی داشته باشی و آن‌قدر ناراحت شوی که لقب‌های ناشایست را روی خودت بپذیری.

بگذار احساساتت بدون اینکه ذهن تو نگران بدنام شدن باشد در وجودت جاری شوند و جلوه‌گری کنند و محو شوند. تو آنها را نظاره کن.

احساسات ناشایست را غربال کن و به حس‌های دیگر اجازه بده بیایند و بروند. اما در این میان هرگز آنها را قضاوت نکن و اجازه نده تو را با احساساتت نامگذاری کنند. فراموش نکن که تو همیشه این حق را داری که بترسی ولی در عین حال ترسو نباشی."

 

+ نوشته شده توسط عرفان در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت |
 

خاتمی

حامد طبيبي در گزارش اصلی اعتماد نوشته:

يک روز مانده به شصت و ششمين سالياد تولد رئيس جمهور دوران اصلاحات، کارگزاران دولت خاتمي به ديدار وي رفته و با 66 شاخه گل رز و يک کيک تولد «سيد» را غافلگير کردند. اين جشن کوچک اگرچه به روال همه جشن هاي تولد براي ساختن لحظاتي شاد براي خاتمي تدارک ديده شده بود اما ياد ياران در بند خاتمي و اصلاحات و بيان تکيه کلام هاي غايبان بزرگ اين جشن اين شادي را کمرنگ مي ساخت.

به نوشته گزارشگر این روزنامه حاضر در سالروز تولد خاتمی با حسرت به صندلي هايي خالي مي نگريستند که روزگاري نه چندان دور در جلسات مشاوران رئيس جمهور اصلاحات با همه مردان رئيس جمهور محبوب دوران اصلاحات پر مي شد. سيدمصطفي تاج زاده، محسن امين زاده، محمدعلي ابطحي و عبدالله رمضان زاده پاي ثابت جلسات رايزني خاتمي با دولتمردان خود بودند و بهزاد نبوي، محسن ميردامادي، محمد عطريانفر و ساير فعالان سياسي اصلاح طلب نيز هر کدام به صورت موردي، طرف مذاکره رئيس بنياد باران قرار مي گرفتند.

 

+ نوشته شده توسط عرفان در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت |
مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

 به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند" 

 مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند. ناگهان پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند.

باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید. زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: "‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!" مرد مسن گفت: " ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم..

امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!"

+ نوشته شده توسط عرفان در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت |
 

این نامه منو شدیدا تحت تاثیر دردهای خودش قرار داد

از خوندنش که فارغش شدم احساس کردم همه صورتم رنگ خیسی اشک به خودش گرفته

شایدم من به خاطر گذشته خودم زیاد تحت تاثیر خاطرات و اظهار همدردی زندانیها قرار می گیرم

بهرحال... قضاوت باشما... شماهم بخونید و اگر نگریستید من رو به احساساتی بودن محکوم کنید...

دلتنگی هایم را فدای آرمانهای سبزت می کنم

به مناسبت سالگرد پیوندمان
مثل اينكه روزگار تصميم گرفته سالگرد پيوندمان را در كنار ديوارهاي اوين جشن بگيريم، اين هم تجربه اي است عزيز، من مي آيم با شاخه گلي و خانواده و دوستانمان كه اين روزها بيشتر از هميشه قدرشان را مي دانم سالگرد پيوندمان را جشن مي گيرم. تو پشت ديوارهاي شرمگين اوين باش و من رو به رويت تا به خاطر بياوريم آن روز باشكوه را كه يگانه اميد روزهاي نوجوانيم، محمد خاتمي، عقد پيوندمان را خواند و من همانجا احساس كردم طنين زيباي صدايش نمي گذارد هرگز شيريني با هم بودنمان حجابي شود بر باورهايمان. عکس عقدمان با خاتمي را هم كه ماموران با خود بردند، خدا را چه ديدي شايد اين عكس يكي از موارد اقدام هايت عليه امنيت ملي باشد.

هفته گذشته بارها دست به قلم بردم تا از تو بنويسم و شكايت كنم از رفتاري كه با تو شد، تويي كه از بهترين انسانهايي هستي كه تا به حال ديده ام پس چه باك كه مانند ديگر خوبان جايت پشت ديوارهاي بلند اوين باشد؛ مي خواستم بگويم كه چگونه باورهايت سرت را به قدري شلوغ كرده بود كه نگذاشت در اين سالها زمان زيادي را با هم بگذرانيم و من هميشه از اين بابت گلايه داشتم هر چند در دلم به آن می بالیدم؛ مي خواستم بگويم معتقدي كه به عنوان يك مسلمان نمي تواني براي خودت و بي تفاوت نسبت به سرنوشت سرزمينت زندگي كني، بگويم چگونه اعتقادات عميق مذهبيت از نوجواني تو را از خلوت عاشقانه با معبودت به دنياي پر هزينه سياست كشاند و چقدر در اين راه از نامردمان زخم ديدي اما پا پس نکشیدی و بگویم ایمانی که در تو دیده ام هر بند و شکنجه ای را تاب می آورد و هر زندانبانی را مجبور به کرنش می کند، حتی اگر زندانبان برای فرار از سنگینی نگاهت چشم هایت را با چشم بند پوشانده باشد.

به گمانم اين وي‍‍‍ژگي ها قرار بود روزي معيار گزينش خودي از غير خودي در نظام اسلامي باشد، اما امروز در پی سالها تضیع حق غير مذهبي های این دیار، مذهبي هاي اصيل و انساني مانند تو و دوستانت در حزب مشاركت هم تحت فشارند تا زبانشان را در كام بكشند، كه ايمان دارم هرگز چنين نخواهد شد.

در آستانه سالگرد پیوندمان تو را می بینم که در خلوت آن سلول انفرادی مرور می کنی رنج هایی که مادران و پدرانمان از صد سال پیش تا کنون برای آزادی کشیده اند و به اهداف آنها مومن تر می شوی همچون بزرگان دیگری که در همان حوالی تو ماههاست محبوس شده اند.

عزیز!

چند روز قبل از رفتنت بود كه گفتي به عشقمان مي بالي و كمي بعد اضافه كردي كه مي خواهي از تعلقات دنيويت كم كني، لازم نبود بگويي من همان موقع كه عزيزانمان را به زندانها بردند و ياران ناشتاخته مان در خيابانها و بازداشت گاهها به شهادت رسيدند و همان روز كه خبر شكنجه هاي كهريزك را شنيدم فهميدم كه ديگر شيريني هاي اين عشق بر ما حرام است و در اين سال بلوا جايي براي دلدادگي نيست، پس عزيزترينم تمام دلتنگي هايم را فداي آرمانهاي سبزت مي كنم، در اين زمستان تنها به راه سبزمان بينديش و دلدادگي ها را براي روزهاي بهاري بگذار.

به پاکی ات قسم، تا روزي كه بيايي هرگز اشك هايم را نامحرمان نخواهند ديد، تا پيش من سبز برگردي .
پرستو سرمدی همسر حسین نورانی نژاد رییس کمیته اطلاع رسانی حزب مشارکت

 

 

+ نوشته شده توسط عرفان در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت |

امروز داشتم تو youtube  فیلم مصاحبه اخیر CNN رو با احمدی نژاد می دیدم

می تونم بگم یه مایه شرمنده گی به باقی عناصر شرمنده گی جناب احمدی نژاد اضافه شد. احساس ترس و ذلتی که در فیلم داشت به بیننده منتقل میشد. کاملا آشکار بود جوابهای کودکانه و بی منطقی که می داد حتی برای شخص خودش هم قانع کننده نبوده!

یه جای فیلم که تقریبا دقایق آخر فیلمه برام جالب بود. مصاحبه گر CNN گفت می دونید در وقایع اخیر ایران و در زندانها چند نفر کشته شدند؟

احمدی نژاد با روش مغلطه خودش که وقتی جوابی نداره همیشه سوال رو با سوال جواب میده تا راه فراری  پیدا کنه گفت :

میدونید تو زندانهای آمریکا سالیانه چند نفر می میرند؟

مصاحبه گر گفت : بله، مجرمین در زندانهای آمریکا ممکنه بمیرند اما معترضین به انتخابات هرگز کشته نمی شوند و در زندان نمی میرند!

 

اگه میخواید بیش از گذشته مفتضح شدن رئیس جمهوری حکومت اسلامی رو ببنید به این لینک در یوتیوب سر بزنید

اگر خواستنید دانلودش کنید کافیه از قسمتی که & به آدرس اضافه شده رو پاک کنید و یه چنین لینکی رو دانلود کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=TGZPMgPZg_g&feature=topvideosلینک مشاهده

http://www.youtube.com/watch?v=TGZPMgPZg_g    لینک دانلود

این قاعده درباره همه ویدیوهای یوتیوب صدق می کنه!

+ نوشته شده توسط عرفان در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت |
 

سایت کلمه، که اطلاعیه های مربوط به میر حسین موسوی را منتشر می کند، به نقل از بیانیه دفتر وی گزارش کرده است که آقای موسوی "به مانند سال های گذشته در راهپیمایی روز قدس شرکت می کند."

 

امام جمعه و سخنران مراسم امسال

در سال های گذشته، امامت نماز جمعه روز قدس تهران را معمولا اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، بر عهده داشت اما در سال جاری، احمد خاتمی، از روحانیون تندرو طرفدار دولت، امامت نماز را برعهده دارد و محمود احمدی نژاد نیز به عنوان سخنران پیش از خطبه نماز انتخاب شده است

همزمان، خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - که از دولت محمود احمدی نژاد حمایت می کند، در تحلیلی با عنوان "تقلای موج سبز برای اغتشاش در راهپیمایی روز قدس" طرفداران آقایان موسوی و کروبی را به تلاش برای "زنده نگهداشتن آتش اغتشاشات" از طریق دعوت مردم به حضور در این راهپیمایی متهم کرده و رسانه های بین المللی را به دلیل انعکاس اخبار در این زمینه هدف حمله قرار داده است.

معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری حرکت اعتراضی خود را "موج سبز" می نامند.

+ نوشته شده توسط عرفان در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت |
 

مسجد ترکیه

يك مسجد تاريخی در تركيه وجود دارد كه گفته می شود يكی از عجيب ترين مساجد از لحاظ معماری جهان به شمار می رود،بالای سر درب ورودی اين مسجد، هر روز سايه مردی ديده مي شود كه در حال نماز خواندن است.
به گزارش شیعه آنلاین،‌ اهالی روستای "دفری" در استان "سواس" در مركز تركیه كه این مسجد عجیب در آن قرار دارد، می گویند كه این مسجد تاریخی حدود هشت قرن پیش ساخت شده است.

اهالی این روستا ادعا می كنند كه هر روز حدود 15 دقیقه سایه مردی كه در حال نماز خواندن است، بالای سر درب ورودی این مسجد ظاهر می شود و طی این 15 دقیقه از حالت ایستاده به سجده می رود. مقابل این مرد نیز یك جلد قرآن كریم وجود دارد. این سایه فقط در فصل تابستان رؤیت می شود.
 
گفته می شود سایه این مرد هر روز نیم ساعت قبل از نماز عصر در این مسجد تاریخی كه "مسجد بزرگ" نام دارد، ظاهر می شود. این مسأله یك طراحی معماری نادر و كمیاب به شمار می رود از همین رو به شدت مورد توجه گردشگران قرار گرفته است.
قابل ذكر است این مسجد نسبتا بزرگ دو طبقه دارد. یك طبقه آن برای نماز خواندن و طبقه دوم به بیمارستانی خیریه برای بیماران ذهنی تبدیل شده است.
 
در همین راستا "حسن گورصوی" امام جماعت این مسجد در این باره گفت:‌ در هر زاویه این مسجد تاریخی،‌ یك چیز عجیب و جالب توجه مشاهده می شود. تمام گج كاری این مسجد به شكل سه بعدی ساخته شده و هیچ شكلی از آن دو بار تكرار نشده است در حالیكه وقتی از دور به آن نگاه می كنیم، به نظر می رسد كه همه آن شبیه هم است

+ نوشته شده توسط عرفان در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت |
 

رهبر طالبان نتیجه اولین شمارش آرا در افغانستان را اعلام کرد:

محمود احمدی نژاد با ۴۵ میلیون رای

+ نوشته شده توسط عرفان در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت |
 

 

برای ما ایرانیان اصطلاحات تواب و ارشاد کلماتی نا آشنا نیستند ، بسیاری از ما بر صفحه تلویزیون نمایش هایی از اعتراف و ندامت های زندانیان را دیده اند و شاید از خود پرسیده باشید که آخر چگونه می شود  که انسان هایی یکباره چنبن زیر و رو می شوند . توبه و ارشاد حاصل زندان ایدوئولوژیک جمهوری اسلامی است . اصولا برای حکومت های توتالیتر و تمامیت خواه ایوئولوژیک اطاعت مردم از فرامین و قوانین کفایت نمی کند . این نوع حکومت ها انتظار دارند که مردم قوانین و احکامشان را قلبا و از لحاظ فکری هم بپذیرند و به انسان های یکدستی تبدیل شوند . پدیده تواب یکی از مظاهر زندان های اسلامی بود مقامات زندان برای وادار کردن زندانی ها به توبه و ندامت به برنامه های ارشادی - شکنجه ای متوسل می شدند . توبه حرف نیست بلکه زندانی باید در عمل نیز توبه اش را ثابت کند یعنی برای اینکه نشان دهد که توبه کرده اند با بازجو و شکنجه گر همکاری نمایند این شیوه ها ،یعنی استفاده از تکنیک هایی برای نفوذ در فکر و روان زندانی ، به شستشوی مغزی معروف است .  شستشوی  مغزی علاوه بر اینکه در زندان انجام می شود در محیط خارج توسط رسانه انجام می شود تا حاکمیت به یکدستی جامعه نزدیک شود و هر صدای مخالفی را توسط خود جامعه خفه کند .

همان کاری که حاکمیت در جریان های اخیر انجام می دهد .

 

+ نوشته شده توسط عرفان در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت |
 

دلیل و برهان هر قدر هم قاطع و مستدل باشد، نمیتواند جای احساس را بگیرد.

 همیشه دلیل و برهان دون احساس، و احساس بالاتر از دلیل است. این عبارت البته در میان عارفان هنگامی استفاده میشود که متکلم پیرامون  مسائل مسلم و بدیهی اقامه دلیل کند، یعنی همان کاری را که اهل جدل و سفسطه انجام می دهند و هدفشان فقط اقامه دلیل است وبستن دهان مخاطب، نه قانع کردن او.
 عبارت بالا از زمانی ضرب المثل شد که فیلسوف شرق "ملاصدرای شیرازی" با ذکر شاهدی بارز، به حقیقت احساس و رد دلایل سوفسطایی پرداخت.
 روزی ملاصدرا در کنار حوض پر آب مدرسه، درس می داد. ناگهان فکری به خاطرش رسید و رو به شاگردان کرد و گفت: آیا کسی میتواند ثابت کند آنچه در این حوض است آب نیست؟

چند تن از طلاب زبردست مدرسه با استفاده از فن جدل که در منطق ارسطو، شکل خاصی از قیاس است، و هدف عاجز کردن طرف مناظره یا مخاطب است نه قانع کردن او، ثابت کردند که در آن حوض آب وجود ندارد و خالی است.
ملاصدرا با تبسمی رندانه رو به طلاب کرد و گفت: اکنون آیا کسی هست که بتواند ثابت کند در این حوض آب هست؟

یعنی مقصود این است که ثابت کند حوض خالی نیست و آنجه در آن دیده میشود، آب است. شاگردان از سؤال مجدد استاد (ملاصدرا) در شگفت شده، جواب دادند: با آن صغری و کبری به این نتیجه رسیدیم که در حوض آب نیست، حال نمی توان خلاف قضیه را ثابت کرد و گفت: که در این حوض آب است.
فیلسوف شرق چون همه را ساکت دید، سرش را بلند کرد و گفت: ولی من با عاملی قویتر از ذلایل شما ثابت میکنم که در این حوض آب وجود دارد.
آنگاه در مقابل چشمان حیرت زده طلاب، کف دو دست را به زیر آب حوض فرو برد و چند تا مشت آب برداشت به سر و صورت آنها پاشید. همگی برای آنکه خیس نشوند از کنار حوض دور شدند.
 فیلسوف عالی قدر تبسمی کرد و گفت: "همین احساس شما در خیس شدن بالاتر از دلیل است."


 

+ نوشته شده توسط عرفان در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت |
 

این شعر رو برای مسافرکوچولو نوشتم و دل مرده گی هاش

احساس میکنم شاید ناراحته! نمی دونم چرا؟ حرفی هم نمی زنه.... فقط اون کسی که تو این شعر صداش کردم میدونه چرا...؟

با توام ، با تو خدا
يک کمي معجزه کن
چند تا دوست برا يم بفرست
پاکتي از کلمه
جعبه اي از لبخند
نامه اي هم بفرست
*

کوچه هاي دل من
باز خلوت شده است
قبل از اينکه برسم
دوستي را بردند
يک نفر گفت به من
باز دير آمده اي
دوست قسمت شده است
*

با توام ، با تو خدا
يک دل قلابي
يک دل خيلي بد
چقدر مي ارزد؟
من که هر جا رفتم
:جار زدم
شده اين قلب حراج
بدويد
يک دل مجاني
قيمتش يک لبخند
!به همين ارزاني
*
هيچ وقت اما
هيچ کس قلب مرا قرض نکرد
...هيچ کس دل نخريد
*


با توام ، با تو خدا
پس بيا ، اين دل من ، مال خودت
من که ديگر رفتم
ببر اين دل را
دنبال خودت...!

+ نوشته شده توسط عرفان در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت |
 

بعد از برگزاری حکم تنفیذ احمدی نژاد جریان شیشه کردن خون مردم هم شروع شد

در هفته اول مرغ و گوشت پانزده درصد گران می شود و برای بسته شدن دهان مردم گوشت و مرغ یخی که تاریخ تولید هرکدام مربوط به ۷ یا ۱۰ ماه پیش است به ملت شهید پرور ایران ارائه می شود

حکایت استدلال برای نالایق بودن رئیس جمهور کنونی مثل استدلال آوردن برای دلقک بودن ملانصرالدین است! هرچند که اگر رئیس جمهوری که به انتخاب رهبر و نه مردم تنفیذ شده به اندازه یک دهم ملانصرالدین می فهمید اوضاع ایران اکنون این قدر آشفته نبود!

شما بگویید احمدی نژاد به کدام یک عمل کرده ؟ و مثال بیاورید . 

 

  • آوردن پول نفت به سر سفره های ملت
  • دولت کارآمد و عدالت‌گستر
  • عدم وجود حرکت سختگیرانه در مورد حجاب بانوان ایرانی
  • سلامت مدیران
  • مبارزه با فساد اداری
  • پیشگیری از بروز شکاف بین دولت و مردم
  • تشکیل «دولت اسلامی»
  • تثبیت و تقویت آرمان‌خواهی و برایت از ایده‌آلیسم
  • گفتمان خدمت به جای قدرت
  • علمی کردن مدیریت
  • کاهش نرخ تورم از طریق کاهش هزینه‌های دولت و کاهش نرخ سود بانکی
  • بسط توسعه سیاسی از طریق بالا بردن قدرت نقد و مشارکت مردم
  • اولویت دادن به تولید داخلی
  • حضور دولت در هر استان برای حل مشکلات بخشی
  • کاهش تصدی‌گری دولت
  • بالندگی فرهنگ از طریق تقویت هویت ملی و تاریخی و اسلامی ایران
  • ایجاد فضای آرمانی و آرمانخواهی در کشور برای مقابله با معضلات فرهنگی

جنایات و آدم کشی های اخیر - جنایات زندان کهریزک و باقی اعمال حیوانی اخیر هم به این لیست و باقی لیست های دیگر اضافه کنید ...

+ نوشته شده توسط عرفان در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت |